عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

26

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

مورد بحث به تمام معنى روشن و صريح است ، كه چون يك وجود بيش وجود ندارد ، هر كه خويشتن را شناخت خداى را شناخته است . در اينجا بار ديگر از ابن سبعين شاهد آورده است ( از اينجا بر ما روشن مىشود كه سخن از جماعات ناصبى و مخالف در ميان نيست ، بلكه منظور كوششى است براى طبقه‌بندى عقايد ابراز شده از جانب عارفان مختلف ) : « اين عالم نيست كه قديم است ، اين خداست كه قديم است . بارى خدا كل هستى است » . مصنّف اكنون طبقه‌بندى خود و بررسى توضيحات - يا تلويحات - ديگر را در باب اخبار و احاديث نقل شده به كنارى مىگذارد . سعد الدين بدين منوال است كه مىگويد : « تنها خدا مىتواند خداى را بشناسد » ( نسخهء خطى مذكور ، برگ 209 ب ) ، عقيدهء مشابهى هم به عين القضات منسوب است . روشن است كه بين اين عقيده و عبارت ذكر شده در باب معرفتى كه حضرت محمد ( ص ) در باب ذات خدا و صفات وى دارد ، تضادى وجود ندارد . اين هر دو نظر مبتنى بر الهيّات واحدى در باب وجود مىباشد كه آن هم به نوبهء خود متكى بر سير و سلوك عارفانه است . سعد الدين نيز در اين باب چنين مىگويد : « آنگاه كه انسانى صاحب جمال بخواهد خود را در آينه بنگرد ، عوامّ مردم برآنند كه با دو چيز سروكار دارند . ولى خواصّ تنها يك چيز مىبينند و بس . » ( ايضا 210 الف ) . اين هم عقيدتى است در باب الهيّات كه در فصل دوم 2 ( باب دوم ) كتاب مقصد روايت شده است . شيخ صدر الدّين ( قونيوى ) اظهار كرده بود كه صفت و اسم خدا عباراتى مترادف مىباشند . « ولى شيخ المشايخ ، شيخ سعد الدين حمويى گويد : در قرآن و احاديث اصطلاحاتى مترادف وجود ندارد و نمىتواند وجود داشته باشد . مرد حكيم هرگز دو كلمه نمىگويد كه معنى واحدى داشته باشد . مرد حكيم يك كلمه مىگويد كه ده معنى داشته باشد . و بنا بر نظر شيخ سعد الدّين صفت نوعى استعداد ( صلاحيّت ) است ، اسم نشانه ( علامت ) است ، فعل خصوصيّت ( خاصيّت ) است . شيخ هم مىگويد كه صفات در مرتبهء ذات قرار دارند . اسما در مرتبهء وجه ، افعال در مرتبهء نفس . اين مرتبه دو مرتبهء نخست را شامل است ( متن ، صص 289 - 290 ) . اين مطلب چه خوب گفته شده است ، ولى درويشان به دشوارى آن را فهم كنند . در آن سخن هر واژه گنجى است . » با كمال خوشوقتى ، نسفى وظيفهء خود مىداند كه نكتهء مورد نظر را براى ما توضيح كند . سراسر رسالهء 21 مجموعهء ما يا دست‌كم بخش نخست آن چيزى جز شرح و بسط اين سخنان استاد وى نيست . كتاب كشف الصراط علاوه بر اين مشتمل بر نقل قول‌هايى ديگر از حمويه مىباشد . وى حتّى